خرید بک لینک

درباره سایت

زندگي نامه دختري تنها

امکانات وب

انتي بيوتيك و خوردم از شدن حالًا تهو نابود شدم .بعد نارنگي خوردم شايد بهتر بشه .. نيم ساعت دراز كشيدم رو تخت حالم خيلي بهتر شد. برم يك قابلمه بشورم بيام.

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

ايران من ، سر بر شانه هاي من آرام بگذار و گريه كن. من و تو درد مشترك داريم . درد تجاوز ، درد سيلي خوردن،در حالي كه دست و پاهايت را بسته اند .. و هزاران چشم تو را مي نگرد . تو التماس مي كني كه رهايم كنيد .. آنها مي زنند .. تو التماس مي كني كه مرا به حال خودم رها كنيد . مرا مجبور نكنيد .. از من نخواهيد كه خودم را نافهم بدانم . ايران من .. اهاي ايران .. سرت را بگذار و بيا عظمت غم هايمان را بگيرم .. اه اه كه من در كجاي تاريخ به دنيا آمده ام ..

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

سلام و روز بخير. شايد صبح بخير . اميد ها بخير. من امروز و خودم را آغاز مي كنم. ٣٥ سال ديگر شايد هم بيشتر وقت براي زندگي كردن و ياد گرفتن دارم. اين طور آغاز كردم، آب خوردم و قهوه را گذاشتم كه درست شود . در مبناي دختركي، فيزيك خوانده چه پيش آمد؟ خودم را مي گويم. ساعت ١٢:٥١ دقيقه ظهر جمعه اي ابري ..

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

امروز ٨ نوامبر، سه شنبه ساعت ٣:٤٣ دقيقه است. همان آدم هميشگي هستم. ميخواهم بروم جايي خوب ، بعد از آن آب بخورم و بيايم اينجا .

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

خوب چاي هم درست كردم. يك ليوان چاي خوردم . منتظرم چاي بعدي سرد شود. با دوستم تماس گرفتم. چند كلمه با هم حرف زديم . الان لپ تاپم را روشن مي كنم . و بر مي گردم دوباره اينجا

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

كارهايي كه بايد انجام بدهم را نوشتم. البته در سه بخش پروژه، يادگرفتن و تدريس . و كارهاي اداري بعد از اين كارهاي مربوط به خانه وآشپزي و بقيه را هم مي نويسم ... ٥ دقيقه تمركز كامل داشتم.. يك ليوان چاي و اين بار براي ٨ دقيقه تمركز مي جنگم.

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

احساس خستگي مي كنم اما فقط دو تا كار از خودم مي خواهم كه انجام بدهم. ١. ظرف ها را بشورم. ٢.مسواك بزنم.

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

دوباره تنها شدم، دل و دماغ هيچ كاري و ندارم . شرايط زندگي سخت تر از قبل شده . دلم ميخاد به يكي زنگ بزنم باهاش حرف بزنم.

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

مسواك زدم. لباس راحت پوشيدم.لباس و رو تنم نمي تونستم تحمل كنم. اومدم تو تختم . آب خوردم.

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

سلام دخترم، هستي من! ازت فقط مي خوام اين كار را رو انجام بدي . ١. چايي تو بخوري. ٢. مسواك بزني . ٣. موهاتو شونه كني. ببافي ٤.لباس بپوشي. ٥.بخاري و لامپ ها رو خاموش كني. ٦. در و قفل كني.

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

صفحه بندی